مرتضى مطهرى

93

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شكل دوم اگر حدّ وسط در هر دو مقدمه محمول واقع شود « شكل دوم » است . اگر بگوييم : « هر مسلمانى معتقد به قرآن است . هر كس آتش را تقديس كند معتقد به قرآن نيست . پس هيچ مسلمانى آتش را تقديس نمىكند » شكل دوم است . شكل دوم بديهى نيست ، به حكم برهان اثبات شده كه با رعايت شرايطى كه ذيلًا ذكر مىكنيم منتج است . از ذكر برهان مزبور صرف نظر مىكنيم و به شرايط آن مىپردازيم . شرايط شكل دوم شرايط شكل دوم دو چيز است : الف . اختلاف مقدّمتين ( صغرى و كبرى ) در كيف ( يعنى ايجاب و سلب ) . ب . كلّيت كبرى . عليهذا اگر دو مقدمه ، موجبه يا سالبه باشد و يا اگر كبرى جزئيه باشد ، قياس ما منتج نيست . مثلًا : « هر انسانى حيوان است ؛ و هر اسبى حيوان است » منتج نيست ، زيرا هر دو مقدمه ، موجبه است و بايد يكى موجبه و ديگرى سالبه باشد ؛ و همچنين : « هيچ انسانى علفخوار نيست ؛ و هيچ كبوترى علفخوار نيست » منتج نيست ، زيرا هر دو مقدمه سالبه است ؛ و همچنين « هر انسانى حيوان است ؛ و بعضى از اجسام حيوان نيست » عقيم است ، زيرا كبراى قياس ، جزئيه است و بايد كلّيه باشد . شكل سوم و شرايط آن اگر حدّ وسط ، موضوع در هر دو مقدمه باشد « شكل سوم » است « 1 » . شرايط شكل

--> ( 1 ) . مثل اين كه بگوييم : « هر انسانى فطرتاً علم دوست است ، هر انسانى فطرتاً عدالتخواه است ؛ پس بعضى علم دوستان عدالتخواه‌اند » .